خرید بک لینک

ندارد اعتباری حال دنیا مشو مغرور از احوال دنیا به هر شیبی نشیبی آفریده پی شب روز روشن آفریده بسی فیلان خوراک مور دیدم چه مردانی اسیر گور دیدم زچاهی یوسف آمد شد عزیزی سلیمانی زمین زد مور ریزی زنی در قصر فرعونی ستوده زنی تنها زدنیا غم رهیده چه قارونها به خاک افتاده از قهر چه نمرودی اسیر پشّه در دهر ندیدم جانور مغموم دنیا ویا مغرور شادیهای دنیا گمانم در جهان تنها بشر بود که با این بی وفایش دوستی بود چنین دنیای نامردی که دیده بهشتی داده ودنیا تهیهه

برچسب: نویسنده: مسا تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

صفحه بندی