به سایه ی چناری غزالان دشت
به صحبت زهر در بُدند
سخن از بشر شد وتولید او
یکی گفت :من گفته ام بارها
بشر با تفنگ عرض خود باد داد
که پا کرده او نابرابر نبردی بزرگ
وآسایش از جمع حیوان ببرد
غزالی به خامی به اوگفت :هان
اگر با تفنگ کار ،نامردمیست
ولی کام آدم از آن خرّم است
بدو گفت نی جان من
چه کامی ؟که آدم بدان آدمی می کشد
چه جانها که در لحظه ای صید خشمش شود
به ناحق بسی ظلم بی حد کند
به کوته زمانی هزاران کُشد
که از رسم حیوان چنین دور باد
برچسب:
نویسنده: مسا