باهمه عزم وتوان روبه خدا می روم یار چوالله بود لرزشم از بهرچه
خواب رها می کنم خلق جدا می شوم دیده فرو می نهم ناطقی از بهرچه
راه دهان بسته ام کام فرو می نهم باهمه بیگانگان شور وشراز بهرچه
سوی خدا می روم شدت عزمم گواه رو به سما می روم رجعتم از بهر چه
دعوتی از حق رسید با دوسه صد بینه شاد وعجول می روم کندیم از بهرچه
در ره دنیا اگر اوسطها گفته اند اوفرها می کنم اوسطم از بهرچه
تیز کنم دیده ام یکدله سازم دلم ذات الهم یکیست کثرتم از بهرچه
نور محمد کنون قبله جانم بود راه به این روشنی حیرتم از بهرچه
نطق خداوندگار پیش دوچشمم عیان سورمه چشمش کنم غیره ام از بهرچه
برچسب:
نویسنده: مسا